طلوع خواهم کرد.

حیاط خلوت ذهن من!

طلوع خواهم کرد.

حیاط خلوت ذهن من!

یادداشت صد و چهل و شش

دوشنبه, ۱۱ دی ۱۳۹۶، ۱۰:۵۰ ب.ظ

1_تلگرام که نباشه چقدر همه جا سوت و کوره.انگار که کل فامیل و دوست و آشنا ها رو گم کرده باشی و تو یه غار از همه جا بی خبر و تنها مونده باشی!

2_تصمیم گرفتم بجای غر زدن و زانوی غم بغل گرفتن دست خودم رو بگیرم و بلند شم.با اینکه مشکلات و دلخوریا هستن هنوز.

3_تلقین کردن خیلی موثره.باور کنید.اگه چیزی رو هی تو ذهنتون مرور کنید و بهش فک کنید همون اتفاق می افته.حالا نه صرفا چیزای بزرگ و سرنوشت ساز.همین چیزای کوچیک روزمره.

4_روابط با جناب میم زیاد جالب نیست.چند روزه که نتونستیم درست و حسابی صحبت کنیم.احساس بدی دارم.باید در مورد یه چیزایی صحبت کنیم.نمیدونم چرا ایندفه اینقد حرف زدن برام سخت شده.بی حوصله شدم.

5_ یه مدتیه که شبا همش خواب میبینم.که معمولا هم خوشایند نیستن و صبح با احساس خستگی بیدار میشم.احساس میکنم این خواب دیدن ها کلی انرژی ازم میگیره و برای همین صبح یه نیم ساعتی طول میکشه تا بتونم بلند شم و به کارام برسم.یه جور افسردگی صبحگاهی!

6_نمیدونم شما هم خوابهای ممنوعه میبینید؟ منظورم اتفاقاتی هستن که تو دنیای واقعی غیر ممکنه اتفاق بیافتن و گاهی خنده دار و گاهی هم خجالت آورن.یه جورایی ناموسی هستن.خخخ.کسانی رو خواب میبینی که اصلا بهشون فک نمیکنی.هرچی هست زیر سر این ضمیر ناخودآگاهه!

7_دخترکم چهار روز دیگه سه ساله میشه در حالی که هنوز خیلی وابسته به من هست.تو جمع غریبه ها طول میکشه از من جدا بشه و با کسی صحبت کنه.دوست داشتم دخترا مثه من نباشن و زود با همه گرم بگیرن و اجتماعی باشن.ولی خوب نمیشه دیگه.الگوشون منم دیگه!

8_موطلایی خانوم اولین دندونش لق شده در سن پنج سال و سه ماهگی.نمیدونم، زود نیست برای افتادن دندون؟ خودش کلی خوشحاله و روز شماری میکنه که بیافته.

9_مستقل شدنشون و اینکه خودشون کم کم دارن از پس کارهای خودشون برمیان خیلی حس خوشایندی رو برام ایجاد میکنه.بنظرم سختی های اولیه شون تموم شده و وارد فاز جدیدی شدن و من آزاد تر میشم.

10_بازی های جالب و خنده داری میکنن با هم.همراه با قهر و آشتی های فراوان.خوشحالم که تنها نیستن و همدیگه رو دارن.ولی معمولا در مقابل کسانی که میگن ""بچه پول میخواد،اینده میخواد، چرا بچه بیاریم،بدبختش کنیم، نمیخوایم با اومدن بچه دوم اولی ضربه بخوره و این قبیل حرفا"" فقط سکوت میکنم.هرکسی صلاح زندگی خودش رو بهتر میدونه.

11_انیمیشن ایموجی ها رو دیدیم.برای من خسته کننده بود.بچه رئیس رو هم دیدیم.با اینکه داستانش کمی عجیب غریب بود ولی دخترا دوستش داشتن.

12_اینجا دیگه خودم هستم و نیاز به پنهان کاری نیست.امیدوارم دوباره دچار اون حالت های ناامید کننده روزهای قبل نشم.نمیخوام به این فکر کنم که چقد آدم ضعیفی هستم و چه کارهایی رو باید انجام میدادم و ندادم و چه فرصت هایی رو ""که میتونستن باعث بشن من به جای این شخصیت منفعل، آدم مفید تری باشم ""رو از دست دادم.شما که غریبه نیستید!

  • ۹۶/۱۰/۱۱
  • طلوع ماه

نظرات  (۴)

١- فکرش رو بکن توی غربت هم باشی و تنها و تلگرام تو رو به همه دوست و آشناها وصل کرده باشه و الان وصل نشه با هیچ روشی...
٨- مشکلی نداره لقی دندون دخترت نگران نباش. همون طور که قد و هیکل و نحوه ی رشد بچه ها فرق داره زمان لق شدن دندون هاشون هم متفاوته.
پاسخ:
١_الهههههی دکتر جان.
انشالله که وصل میشه به همین زودیا:-)
٨_خوب خداروشکر.گفتم شاید زود باشه .البته هنوز لقه و نیافتاده.
برای آدم های معتادی مثل من نبود تلگرام برام خیلی فایده داشته.
منم خوابهای ممنوعه میبینم😁
به نظرمنم آدم بخوادبچه داشته باشه باید دوتا باشن اونم پشت سرهم که جفتشونم تنها نمونن،همبازی هم بشن.
من وخواهرمم پشت سرهم دنیا اومدیم خیلی باهم خوبیم.

پاسخ:
آره.حداقلش اینه که کلی وقت اضافه پیدا میکنی برای کارهای جدید.
عه پس من تنها نیستم:-)
میدونی والدین و اطرافیان هرکاری هم بکنن نمیتونن جای یه همبازی و همزبون رو برای بچه پر کنن.
من با احترام به نظر بقیه اصلا با تک فرزندی و اینکه تمام هست و نیستمون رو بریزیم به پاش موافق نیستم.
با مورد 12 خیلی همذات پنداری کردم.
این رخوت و بیهودگی که دچارشم حسابی منو هم از پا درآورده و همه انگیزه هام رو کشته.
اتفاقا خواهر شوهرم هم ایموجی و هم بچه رئیس رو برام ریخته رو فلش که ببینم، آخه من از کارتنای خارجی خیلی خوشم میاد، هنوز که فرصتش پیش نیومده،‌احتمالا کلا قید ایموجی رو بزنم
پاسخ:
الهییی:-(
خیلی بده.میفهمم چی میگی.تنها راه چاره اش اینه که بلند شی و خودت رو مشغول یه کاری کنی.نشستن و فکر و خیال کردن فقط بدترش میکنه.
هردوتاشون فیلمایی نیستن که بگم خیلی باحال و جالبن.اگه وقت اضافه داشتی ببینشون.برای سرگرم شدن خوبه.
سعی کن بیشتر به کارایی که بت لذت میده برسی . هرچی که باشه . درمورد خواب ها برا منم پیش اومده . بعد به خودم میگم یعنی ممکنه اونی که من خوابش رو اینطور دیدم اونم خواب منم اینطوری ببینه واااااااای! !!!!
پاسخ:
چشم.همینکارو میکنم.
آخ آخ.منم گاهی فک میکنم یعنی اون طرف هم ممکنه اینجور خوابایی در مورد من ببینه؟
خیلی برام جالبه که چرا این اتفاق می افته.درحالی که من اصلا به این موضو عات فک نمیکنم گاهی.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">