طلوع خواهم کرد.

حیاط خلوت ذهن من!

طلوع خواهم کرد.

حیاط خلوت ذهن من!

یادداشت سی و دوم

يكشنبه, ۳۰ آبان ۱۳۹۵، ۰۱:۳۳ ب.ظ

سلام.حالم بهتره.به این نتیجه رسیدم وقتی میگم ناامیدم یعنی تو شرایطی هستم که نمیتونم تغییرش بدم و از این شرایط راضی نیستم.یعنی یه چیزایی هست که اذیتم میکنه و از پسشون بر نمیام.یعنی یه نفر که باید حالمو بهتر کنه ,نمیکنه و یا شایدم نمیتونه.شایدم خودم نمیذارم.فقط همین.یعنی در اصل اونموقع هم که میگم یا مینویسم اینو , بازم زندگی مو دوست دارم و امیدوارم به اینده و به اتفاق های خوبی که توی راهند.امیدوارم به مهربونی و لطف و توجه خداوند...

خواب دنیای عجیبیه.یه جورایی مثه مردنه.همیشه دوست داشتم در مورداینکه تو خواب چ اتفاقاتی تو ذهن وروح می افته بیشتر بدونم.خیلی جالبه من وقتی خواب بد و کابوس میبینم آخراش قشنگ متوجه میشم که خوابم و یه چیزی تو ضمیر ناخوداگاهم میگه بیدار شو داری خواب بد میبینی و بعد بیدار میشم.چندبار تا حالا این اتفاق برام افتاده.اما همیشه اینجوری نیست و در مورد یه اتفاقاتی تو گذشته بعضی وقتا خواب میبینم اون چیزی که ازش میترسیدم داره اتفاق می افته توسط یه فرد رقت انگیز که نقش اول کابوس هامه و رازم برملا شده...قابل توصیف نیست اون لحظه ای که چشمامو باز میکنم و میبینم همه چیز یه خواب بوده و من کنار همسر تو خونه خودم تو ارامش هستم.قابل توصیف نیست اون لحظه پرت شدن از یه خواب وحشتناک به بیداری.تقریبا هرچندوقت یکبار این اتفاق برای من می افته.ممنونم مهربونم.اینجوری بهم یاداوری میکنی که هستی.ممنون که رازمو پیش خودت نگه داشتی و هوامو داری.

دوست صمیمی دبیرستانم یه دختر سفید و نمکین و البته پولدار و مهربون بود که نمیدونم چرا با من که یه دختر معمولی بودم دوست شده بود.روزهای خیلی خوبی باهم داشتیم ولی بعد از مدرسه دیگه ارتباطمون کم شد و الان خیلی وقته ازش خبر ندارم.چندوقت پیش تو یه سررسید قدیمی شماره خونشون رو پیدا کردم.ولی دودلم که زنگ بزنم یا نه.نمیدونم اصلا منو یادش هست یا نه؟خیلی دلم میخواد ببینمش و بدونم حالا چیکار میکنه.همینطور دوست صمیمی دوران راهنمایی م که پونزده ساله ازش بیخبرم.

+دخترک دلش برف میخواد.میگه کی برف میاد میگم وقتی هوا خیلی سرد بشه.میگه خوب الانم خیلی سرده دیگه پس چرا نمیاد؟! خداجون میشه یه کم برف و بارون بفرستی به این شهر کویری بخاطر دل کوچیک دخترک برف ندیده ی ما؟

+رژیمم به فنا رفت! یادم باشه  ایندفعه اگه خواستم دوباره شروع کنم به هیچکس حتی آقای میم و مامانم هم نگم.

  • ۹۵/۰۸/۳۰
  • طلوع ماه

نظرات  (۳)

سلام خوبی عزیزم.  چه خبر . من عاشق برفم اما از نزدیک اصلا ندیدم . تازه اینجا به سردی سمت شما نیس. بارون هم هنوز یه قطره نباریده
پاسخ:
سلام.خوبیم.ممنون.جدی میگی؟ای بابا.ما هم تو نقشه جزو مناطق کویری و کم بارش هستیم.ولی بعضی وقتا اشتباهی اینورا هم برف و بارون میاد.
من ولی کامل خواب هام رو باور میکنم... بیدارم که میشم یک دقیقه نمیدونم کجام ، چی شده... 
البته خواب بد و کابوس فقط زمان استرس و بیماری میبینم... 
به نظر من زنگ بزن به دوستت :) 
پاسخ:
نه من خیلی وحشتناک باشه میفهمم که خوابم!
اره ادم وقتی با استرس میخوابه همش خوابای شلم شوربا میبینه.
هنوز که کاری نکردم.
سلام خوبی . جمعه تولد کی بوده ؟ مبارک باشه . چرا نظرات پست هات بسته ست ؟
پاسخ:
سلام.جشن تولد برای بچه ها گرفتیم.ممنون.میام درستش میکنم.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">