طلوع خواهم کرد.

حیاط خلوت ذهن من!

طلوع خواهم کرد.

حیاط خلوت ذهن من!

یادداشت صد و پنجاه

پنجشنبه, ۲۱ دی ۱۳۹۶، ۰۶:۱۹ ب.ظ

امروز صبح زودتر بچه ها رو بیدار کردم و رفتیم مرکز بهداشت.اونجا قد و وزنشون کنترل شد و بعد خودم با ماما و کارشناس تغذیه صحبت کردم و بعد هم رفتم پیش دکتر برای چکاپ و برام آزمایش های روتین و نوشت که انجام بدم.ظهر برگشتیم خونه و با کلی بهم ریختگی بدو بدوی منم شروع شد.تا عصر که میم از سرکار اومد.

یکساعتی میشه زیر پتو دراز کشیدم.نه خواب میرم و نه میتونم بلند شم.هوا هم که دلگیر! امروز هم مثله چند روز گذشته همش احساس سرما و لرز داشتم.دخترا مهمون دارن و دیگه جایی نیست که در امان مونده باشه از دستشون.از یه طرف دلم میخواد چند ساعتی بخوابم.به دور از سروصدا و تو سکوت.از طرف دیگه هم بعضی وقتا که نیستن از تنهایی و سکوت خونه ترس برم میداره!

 یه چیز جالب فهمیدم اینکه این چند روز که من ساکت تر شدم میم یه جورایی نزدیک تر شده بهم.همه چی آروم تره.شاید من زیادی رو همه چی حساسم و اصرار میکنم و به قول معروف پیله میکنم و همین کلافه اش میکنه.باشه؛ ولی، خواسته های من چی میشه؟؟؟حرفای دلم رو چیکار کنم؟؟؟


  • ۹۶/۱۰/۲۱
  • طلوع ماه