طلوع خواهم کرد.

حیاط خلوت ذهن من!

طلوع خواهم کرد.

حیاط خلوت ذهن من!

یادداشت صد و چهل و دو

جمعه, ۲۴ آذر ۱۳۹۶، ۰۲:۵۱ ق.ظ

1/ امشب بعد خوابیدن میم و بچه ها گوشیمو برداشتم و اومدم کنار دخملا خوابیدم که نورش میم رو اذیت نکنه و شروع کردم به وبگردی بعد مدت ها.راستش با خوندن وب های مختلف باز هم این حس بر من مستولی شد که نوشتن رو بزار کنار و وب بدرد نخوری داری و حرفات خیلی عامیانه است و از اینجور صحبتا.جدی میگما.واقعا این احساس رو دارم.شایدم از خودم توقع کاری رو دارم که تواناییش رو ندارم.البته گاهی هم فک میکنم که خوب، من یک زن معمولی هستم با یک زندگی معمولی تر و اینجا خودم هستم و نتیجه همه اینا میشه همین چیزی که می نویسم و نباید انتظارات بیخودی از خودم داشته باشم! و آخرش بازم به این نتیجه میرسم که راحت باش.سخت نگیر.اینجا تو برای خودت مینویسی.تو یه آدم متفاوت هستی با افکار متفاوت، چرا میخوای سعی کنی شبیه دیگران باشی؟!!!

2/ شبهایی که میم شیفت عصره معمولا وقتی میرسه خونه بچه ها خوابن و بعضی وقتا میشینیم فیلم یا مستند میبینیم.امشب ولی دخملا بیدار بودن و در حین دیدن مستند انقد صحبت کردن و سوال پرسیدن و شلوغ کاری کردن که دیگه بی خیالش شدیم! اصن چه معنی داره بچه تا دیروقت بمونه؟ هان؟

3/ پست قبل رو میخواستم جرح و تعدیلش کنم که نشد.منم دیگه پیگیرش نشدم.بعضی جاهاش رو که احساس بدی بهم میداد رو میخواستم حذف کنم.راستش از اینکه فک کنم یه جایی دارم از خودم تعریف میکنم و یا پز میدم  و یا تظاهر به چیزی میکنم بدم میاد.در این حد !

4/ میم باید برای یه کاری پنج صبح بیدار شه و چون خیلی خسته بود به من تاکید کرده که حواسم باشه که خواب نمونم.انقدر تاکید کرده که الان دیگه میترسم بخوابم و خواب بمونیم.فک کنم تا پنج بیدار بمونم عاقلانه تر باشه.آخه الان نزدیک سه بامداده دیگه.فقط خستگی فردا رو نمیدونم چیکار کنم.آخه خودمم کلی کار دارم و عصر هم باید بریم تولد.خدایا به امید تو!

  • ۹۶/۰۹/۲۴
  • طلوع ماه

نظرات  (۱۳)

  • انتخاب هایم مرا به اینجا رساند
  • اکثر وبلاگ های خوب با دلشون می نویسن
    و هر چه از دل بر آید لاجرم بر دل نشیند
    سعی کن با دلت بنویسی
    اینجوری حس بهتری داری
    سعی نکن با مغزت کنترل کنی نوشتن
    رو هر چند از نظر من نوشتن شما هیچ ایرادی نداره
    ولی بخاطر حساسیتی که پیدا کردی گفتم
    موفق باشی
    پاسخ:
    درسته.منم با دلم مینویسم.
    ولی خوب بعضی ها دیدی بیته به نوع زندگیشون سوژه ها و ارتباطات و شغلشون نوشته هاشون جذاب تره.بعضی ها هم چیزی رو مینویسن که تو مدت ها تو ذهنت بوده و نمیتونستی خوب بیانش کنی.
    ممنونم ازت:-)
  • دختر معمولی
  • ولی من همین نوشته های ساده ی آدمای معمولی رو بیشتر دوست دارم از نوشته های روشن فکرانه ی آدمایی ... که اونا هم تو زندگیشون معمولی هستن ولی خب ادعای روشن فکریشون میشه! البته درسته که همه این طور نیستن، اما خب خیلی هاشون هستن متاسفانه.
    پاسخ:
    دقت کردی من و شما داره مشترکاتمون زیاد میشه ها! منم کنجکاوم که از زندگی ادمهای معمولی بیشتر بدونم.برای من نوع زندگیشون روز مره هاشون علایقشون و ارتباطاتشون جالبه.من عاشق فرهنگ ها و لهجه های مختلف ایران هستم.
    ساعت گوشی رو کوک میکردی،بعدش راحت میخوابیدی.


    عه شمام مثل من فکر میکنی راجه به وبلاگتون،اماخیلی هم خوبه وبلاگتون،بنویسین حتما.آدم ازهرکسی یه چیزی یادمیگیره.


    پاسخ:
    تجربه نشون داده اگه خیلی دیر بخوابم و خسته باشم با صدای گوشی بیدار نمیشم.
    میم هم که خوابش سنگینه.اگه خسته هم باشه که دیگه هیچی.:-)

    عه تو هم همین احساس رو داری؟ 
    لطف داری به من:-)
    اره دیگه هدف تبادل افکار و کسب تجربه و درددل هستش اکثر موارد.
    سلام. ان شالله همیشه در کنار هم خوش باشید.
    من چرا خیلی وقته وب خوانی نمیکنم؟!! نمیدونم چم شده. حوصله هیچی ندارم.
    پاسخ:
    سلام مرضیه جان.ممنونم.
    چرا واقعا؟ البته فک کنم وبلاگ ها هم دیگه اون رونق گذشته رو ندارن:-(
    سلام ماه جان.
    به نظرم حسابی ایده آل گرایی و به خودت سخت می گیری.وبلاگت رو دوست دارم و خیلی خوبه.شما و حرف عامیانه؟اصلا.
    تازه بگذریم از اینکه حرف عامیانه کلی هم خوبه.
    2.دقیقا به همین علت چند سال تلویزیون ندیدم.
    3.دخترم هیچ وقت سانسور نکن!
    4.خوش بحال اقای میم.خدا قوت که نخوابیدی و باید جوجه داری کنی و تولد هم بری
    پاسخ:
    سلام عزیزم.
    آره شایدم همین باشه.آخ جووون:-) منم  نبکا و وبلاگش رو خیلی دوست دارم.:-)
    ٢.با بچه ها اصن نمیشه فیلم دید.مخصوصا اگه دختر باشن و پرحرف.خخخ
    ٣.آخ آخ امان از این سانسور کردن ها:-(
    ۴.کیه که قدر بدونه.والا:-)
    نظر من کوشش؟
    پاسخ:
    تو راهه.داره میاد:-)
    خیلی هم خوب می نویسی
    زندگی معمولی بهتره تا تمارض به بعضی چیزا از جمله روشنفکری
    پاسخ:
    لطف داری دلارام جان:-)
    خودمم همین عقیده رو دارم.
    ببخش.از بس وسط یه نظر هم میرمو میام فکر کردم تایید نکردم
    پاسخ:
    فدای سرت:-)
  • شارمین امیریان
  • سلام عزیزم.

    1. خیلی هم خوب می نویسی. سادگی و صمیمیت نوشته هات قشنگن. مشخصه آدم معقول و متینی هستی.

    2. خداییش لذتش بیشتر نبود با حضور بچه ها؟! =)

    4. چه خانوم فداکاری! به به! =)
    پاسخ:
    سلام شارمین جان.
    1.ای جان:-) من اگه میدونستم انقد شما ازم تعریف,میکنین زودتر میگفتم این چیزا رو.خخخ
    2.آره خعلللی.فقط دیگه چیزی از اون فیلم نمیفهمیم! که اونم فداسرشون:-)
    4.بعله بعله:-)
    آخ  که پست آخرت حرف دل من بود..بندر الان عالیه برای مسافرت...
    پاسخ:
    :-(
    :-(
    همه ب ما آدم های معمولی ای هستیم و اتفاقات خاصمون رو گلچین می کنیم و برای اینکه فراموش نکنیم می نویسیم. بنویس حتی شده معمولی...
    پاسخ:
    درسته.ولی بعضیا همین اتفاقات خاصشون رو هم قشنگ تر مینویسن و بیشتر به دل میشینه.
    چشششششم:-)
    این احساس که وب من هم خیلی به دردنخوره،‌منم زیاد دارم، خیلی وقتها هم میگم بیخیال تعطیلش کن،‌اما وقتی یوقتها آرشیو سالهای پیشم رو میخونم و میبینم چه خاطراتی اینجوری برام زنده میشه، باز ترغیب میشم برای دل خودم هم که شده بنویسم...به هر حال هر کی یه سبک و سیاقی برای نوشتن داره و نباید به قول خودت از خودمون توقع بیجا داشته باشیم، هر کسی که دوست داشته باشه همراهمون میشه و هرکسی هم که نخواد نمیشه...

    پاسخ:
    حرف دل من رو زدی مرضیه جان.
    ضمن اینکه بعدا خوندن آرشیو و نوشته های سال های قبل هم میتونه حال آدمو خوب کنه
    یا یه چیزهایی رو به آدم یاداوری کنه که لازمه.
    چه دخترای خوبی داری،خداحفظشون کنه.قدیما یکی از رویاهای من داشتن دختر بود.

    وقتی شوهرا خونه نیستن همه چی دلگیر میشه،اصلا دوست ندارم اون روزارو

    دست آقای همسر درد نکنه،حسابی شارژت کرده
    پاسخ:
    دقت داشته باش که کم پیش میاد که اینجوری باشن.خخخ
    چرا قدیما؟یعنی الان دیگه نمیخوای؟
    بعله دیگه.شبهاش دیگه بدتره.
    گاهی شارژ میکنه و گاهی هم حسابی شارژ آدم رو خالی میکنه:-)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">