طلوع خواهم کرد.

حیاط خلوت ذهن من!

طلوع خواهم کرد.

حیاط خلوت ذهن من!

یادداشت صد و سی و هفت

شنبه, ۲۷ آبان ۱۳۹۶، ۰۳:۳۹ ب.ظ

اینجا به غیر از ساعت هایی که هوا خوبه و با هم چهارتایی میریم بیرون،صبح های خیلی زود و بعضی شبها هم میم پیش بچه ها می مونه و من دو سه ساعتی میزنم بیرون.میرم حرم و مغازه ها و خیابون های اطراف رو میچرخم و غرق میشم تو ازدحام جمعیت و شلوغی.اینجا و بین این آدمها و این رفت و امدها زندگی جریان داره.آروم آروم مسیر ورودی رو طی میکنم و وارد حرم میشم و سلام میدم.میرم و زیارت میکنم و برمیگردم.یه گوشه ی دنج برای خودم پیدا میکنم و میشینم و غرق میشم تو این دریا.آرامش عجیبی داره اینجا.

پی نوشت مهم:بعضی وقتا این بی مسئولیتی و تنهایی و بدون دغدغه بودن لازمه برای آدم.برای مادرها بیشتر لازمه.خیلی وقت بود برای خودم اینهمه وقت نگذاشته بودم !

راستی امروز صبح وقتی داشتیم صبحانه میخوردیم یهو نقاشی موطلایی خانم از شبکه پویا پخش شد.بچه ام هنگ کرده بود وقتی اسم خودش رو شنید از تلوزیون.بماند که چقد ذوق زد و خوشحال شد.بعد میگه مامان من که پنج سالمه چرا این گفت چهار ساله؟ میگم خوب وقتی من این نقاشی رو فرستادم تو چهارساله بودی دیگه!

  • ۹۶/۰۸/۲۷
  • طلوع ماه