طلوع خواهم کرد.

حیاط خلوت ذهن من!

طلوع خواهم کرد.

حیاط خلوت ذهن من!

یادداشت صد و سی و چهار

سه شنبه, ۱۶ آبان ۱۳۹۶، ۰۶:۰۹ ب.ظ

دیروز عصر اتفاقای عجیبی افتاد.از دو بعد ظهر تا حدود شش.وقتی تنها بودم تو خونه.البته که مقصر هم خودم بودم و حماقت کردم.حالم بد شده بود.دست و پام از گیر رفته بود.در گیر یه موضوع احمقانه شدم که خودم باعثش بودم.خوشبختانه قبل از اومدن میم و بچه ها تموم شد.تجربه ای شد برام که دیگه به هیچکس و هیچ چیز به راحتی اعتماد نکنم.نیم ساعت به اومدن میم و بچه ها بهتر شدم و دست و صورتمو شستم و کارامو انجام دادم.با اومدن میم احساس قدرت و امنیت و ارامش بهم برگشت.البته الان فک میکنم شاید اینقد که به من استرس وارد شد این مسئله مهم نبوده.شاید اگه کسی بشنوه بگه حالا که چیزی نشده.اتفاقی نیافتاده که.شاید من زیادی حساسم.دلم میخواد یه جایی این ترس هام رو بریزم بیرون و خالی بشم.این ترسها بعضی وقتا آدم رو داغون میکنه:-(


P1:الان خوب خوبم.خدایا شکرت به خاطر همه چیز.

P2:به هیچکس هیچی نگفتم.به میم هم نگفتم.گفتنش فقط نگرانش میکرد.

P3:.دی وی دی کودک نوین !!!

  • ۹۶/۰۸/۱۶
  • طلوع ماه