طلوع خواهم کرد.

حیاط خلوت ذهن من!

طلوع خواهم کرد.

حیاط خلوت ذهن من!

یادداشت صد و بیست و هشت

جمعه, ۵ آبان ۱۳۹۶، ۰۴:۵۸ ب.ظ

١_امروز جمعه خوبی بود.صبح کلی کار انجام دادم و بدو بدو.برای اون کارایی که تو بند ٢ پست قبل گفتم قدم اول برداشته شد.میم جان اجسام سنگینی که باید برده میشدن رو جابجا کرد که فردا ببره.کمد اسباب بازی دخملا بعد از دوبار سقوط در اثر پاگذاشتنشون تو کشوها بعضی جاهاش خراب شده که امروز بالاخره خالیش کردیم که فردا میم ببردش.دیگه نگم که الان اتاقشون چه وضعی داره.البته الان همه رو گذاشتیم و اومدیم خونه مامانم.

٢_اطرافمون مادرایی رو میبینم که از صبح تا شب در حال بردن و اوردنشون بچه هاشون هستن از مدرسه و کلاس و ... یعنی بچه صبح تا ظهر مدرسه اس بعد میاد نهاری میخوره دوباره عصر میره کلاس تا شب.شب خسته و کوفته مثه جنازه میرسه خونه و تازه باید تکالیف و درساش رو انجام بده.دیگه وقت ازاد نداره برای بازی، تفریح، استراحت، فیلم، شادی و بچگی کردن.یکمی غم انگیزه این موضوع.یکمی داریم زیادی سخت میگیریم به بچه ها.من فک کنم خودم مادر سخت گیری نباشم.دلم نمیخواد همه ی وقت بچه ها در اینده به کلاس و رفت و امد و خستگی بگذره.البته شایدم منم به اونجا برسم همینجور بشم! که امیدوارم نشم.بعد یه چیز دیگه هم اینکه باباها کلا خودشون رو کشیدن کنار و مامان بیچاره صبح تا شب باید اینا رو ببره و بیاره در حالی که وظیفه اش نیست.

٣_عاقا دقت کردین تا ما نیت کردیم گوشی جدید بخریم این طرح رجیستری رو اجرا کردن! بعد هم اعلام کردن که گوشی گرون شده فعلا نخرید تا بازار متعادل بشه.گوشی فعلی هم که فهمید فعلا خبری نیست یکم جمع و جور کرد خودش رو:-)

۴_خیلی وقتا پیش میاد که ادم احساس تنهایی میکنه.من اینجور مواقع ترجیح میدم به جای درددل کردن با کسی(البته به غیر از میم) حرفام رو تو دلم نگه دارم.حس میکنم جاشون امن تره اونجا.تا اینکه به کسی گفته بشن.اینجوری میشه که الان تو این سن از تنهایی،زیاد احساس ناراحتی نمیکنم.تنهایی همیشه هم بد نیست.ادم رو قوی تر میکنه.

۵_گاهی آخرشبا که میم میاد از سرکار و بچه ها خوابن میشینیم مستند حیات وحش میبینیم.یا فیلم و کلی چیز میز میخوریم.اوایل علاقه ای به حیوانات و زندگیشون نداشتم.ولی الان به خاطر میم میبینم.فعلا تفریحات ما این شکلیه دیگه! دلم میخواد از همین لحظات لذت ببریم.بجای اینکه بشینم و غصه بخورم که چرا نرفتیم مسافرت.چرا فلان چیز رو نخریدیم.چرا فلان کار رو نکردیم.الان همین که خانواده کوچیک چهار نفرمون تو آرامش باشه برام کافیه.

۹۶/۰۸/۰۵
طلوع ماه

نظرات  (۴)

سلام ماه جان
من اعتراف می کنم این یه هفته هی خوندمت و کیف کردم ولی یه ذره هم حس کامنت گذاشتن نداشتم.یعنی خودم هنوز احساساتم یه جوری بود.شایدم نگرانی جوجه است که هنوز یکم مونده.خلاصه بی معرفتی مو ببخش.امیدوارم هرروزت پر برکت و پر تلاش و خوب باشه.منم در این زمینه مامان خیلی اسونگیری محسوب میشم.امیدوارم زندگیت پر از خیر و ارامش باشه
پاسخ:
سلام نبکای عزیز.
باورت میشه یه غمی رو دلم هست هنوز ، بابت مشکلاتت و بابت ناراحتیت ،مخصوصا اون چند روز که نبودی.
فقط مارو از حال خودت بی خبر نزار.کامنت هم نزاشتی فدای سرت.میفهمم چی میگی.آدم خیلی وقتا و خیلی جاها حس حرف زدن نداره.فقط میخونه و دنبال چیزی میگرده که ارومش کنه...
ممنونم ازت.
آفرین به تو . لذت زندگی رو از چیزای کوچک ببر و حروم چیزای بزرگتر نکن . راستی کاش پست هات رو به جای شماره عنوان بندی میکردی دوس دارم با خوندن تیتر بفهمم چه خبره . اینقدر من عجولم.  آخرش که میخونم ولی عنوان چیز دیگری است
پاسخ:
اونجوری خیلی وقتا عنوانی به ذهن ادم نمیرسه و کلافه میشی.ولی اینجوری دیگه  نه.واسه,ما تنبلا اینجوری راحت تره:-)
چقد عجولی تو دختر:-) 
ولی چشم.به پیشنهادت فک میکنم.
طفلی بچه ها،خب اینجوری بچه هم زده میشه دیگه.پس کی بازی کنه،شلوغ کنه.

منم گوشی میخوام،پس صبر کنیم همچنان؟

من خیلی دوست دارم مستند حیات وحش رو،باشوهرجان نگاه میکنیم.تفریحاتمون همیناس
پاسخ:
اوهوم.اینجوری خود مادرا هم خسته و کلافه ان همیشه.میشه همین زمان رو گذاشت و بردشون پارک و جاهای تفریحی.

اره دیگه باید صبر کنیم فعلا نیلوفر:-)
 
تازه میم ما به فیلمای خارجی قدیمی هم علاقمنده ولی اونو دیگه هرکاری کردم نتونستم علاقه مند شم.خخخ
کودکی بچه هامون رو داریم سر چشم و هم چشمی با دیگران نابود میکنیم.

بعضی وقتا ادم عادت میکنه به تنهایی.طوری که از شلوغی و سروصدا و سین جیم شدن توسط دیگران فراری میشه.من اینجوری شدم.

مستند ها رو دوست دارم چون واقعین.چون زندگی توشون جریان داره.ولی زندگی حیوانات برام هیچوقت جذابیت نداشته!نمیدونم چرا.
پاسخ:
بعضی وقت ها هم به دنبال تحقق ارزوهای برباد رفته ی خودمون برای بچه هامون هستیم:-(
عادت به تنهایی زیاد خوب نیستا.ولی فرار از سین جیم دیگران رو خوب گفتین.
منم اصلا علاقه ای به حیوانات نداشتم.ولی مستند های حیات وحش و زندگی و رمز و رازشون برام جالبه.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">