طلوع خواهم کرد.

حیاط خلوت ذهن من!

طلوع خواهم کرد.

حیاط خلوت ذهن من!

یادداشت صد و بیست و چهار

چهارشنبه, ۲۶ مهر ۱۳۹۶، ۱۲:۳۹ ق.ظ

ساعت ده، میم که رفت سرکار بچه ها رو خوابوندم و گوشی رو برداشتم که پیاما رو چک کنم و بعد بخوابم.دیدم یه شماره ناشناس پیام داده که سلام فلانی(اسم و فامیلم رو گفت) خودتی؟ خودت هستی؟ پروفایلشو که باز کردم دیدم ای دل غافل عکس صمیمی ترین دوست دوران دبیرستانم (مربوط به سالهای 80تا84)با همسرش بود که البته بعد کنکور ارتباطمون کم شد و بیشتر از هفت سال بود که کلا ازش هیچ خبری نداشتم...جوابشو دادم.ولی هنوز جوابی نداده.یعنی اخرین بازدیدش مال همون ظهره که پیام داده بود.چیزی که خیلی برام عجیبه اینه که چه جوری منو پیدا کرده.اخه تلگرام من هیچ نشونه ای از خودم نداره.نه اسم و نه عکس.شماره هامون رو هم هردو سالها پیش عوض کردیم و شماره جدیدی از هم نداشتیم.دوست مشترک و فامیل و اشنا و از اینجور چیزها هم در کار نبوده.خلاصه که خیلی کنجکاوم کرده و دلشوره گرفتم.

راستش با اینکه دوست داشتم و دارم بدونم این سالها کجا بوده و چه کرده ولی الان حس خوبی ندارم به این موضوع.خیلی چیزا تغییر کرده.ما از خیلی لحاظ با هم تفاوت داشتیم.ولی اونموقع ها این چیزا مطرح نبود و خیلی با هم جور بودیم.ولی الان مطمئن نیستم.راستش کمی احساس ناامنی هم میکنم.بخاطر اتفاقاتی تو گذشته که هنوزم بعضی وقتا کابوس شون رو میبینم و البته هیچ ربطی هم به این دوستم نداشتن و ندارن.

با دیدن پیامش پرت شدم به گذشته های دور.احساس خوبی ندارم.خواب از سرم پریده.چه کنم حالا؟

  • ۹۶/۰۷/۲۶
  • طلوع ماه

نظرات  (۶)

هنوز جواب نداده؟
پاسخ:
نه هنوز.خخخ
البته اخرین بازدیدش همون دیروز ظهره که پیام داده.دیگه انلاین نشده.
میتونم زنگ بزنم.شماره اش هست.ولی چون مطمین نیستم و میترسم دردسر شه فعلا صبر میکنم.
  • دختر معمولی
  • کاملا میدونم چی میگی. منم وقتی پرت میشم به اون دوران دبیرستان (منم ورودی 84 دانشگاه بودم)، حس خوبی بهم دست نمیده، با اینکه اون موقع خیلی همه چی خوب بود و خوش میگذشت.
    پاسخ:
    عه پس هم سن هستیم:-)
    بین سالهای 85تا 89 اتفاقات بدی تو زندگیم افتاد که الان هروقت یادم میاد ناخوداگاه دلشوره و اضطراب میگیرم...
    وگرنه بقیه چیزاش خوب بود.
    خوش اومدی به اینجا:-)
    صبور باش و منتظر. ایشالا که خیره
    پاسخ:
    چشم.ایشالا.
    حستو کم و بیش درک میکنم،‌منم دوست ندارم به آدمهای گذشته زندگیم وصل بشم، از اینکه بخوام به یه سری سوالاتشون جواب بدم واهمه دارم...
    مطمئن باش هیچوقت رابطتون مثل گذشته نمیشه و این یه پیام موقت تلگرامیه و ادامه دار هم نخواهد شد،‌تجربه من که اینو نشون داده
    پاسخ:
    دقیقا منم از همین میترسم که ممکنه مجبور بشم در مورد بعضی چیزا  توضیح بدم.
    نمیدونم.ولی دوست دارم بدونم الان و این سالها  چیکار میکنه و کجاست.
    و مهمتر از همه بفههمم چه جوری منو پیدا کرده بعد اینهمه سال!
  • دختر معمولی
  • حتی تو حس دوران دانشگاهمون هم انگاری هم حسیم!!
    من هم خوابگاهی ها و کلا دوستای خوبی نداشتم تو دوران دانشگاه. از اون دوره هم خوشم نمیاد. کلا من از هیچ دوره ای خوشم نمیاد. دوست دارم تو "حال" خودم زندگی کنم :)
    والا!
    --
    مرسی :)
    قبلا میومدم اینجا. یه مدت گم کرده بودم اینجا رو. ولی کلا آدم کم کامنتی ام!!
    پاسخ:
    من کارای اشتباهی انجام دادم اونموقع ها که هروقت یادم میاد ناراحتم میکنه.
    بهترین کار رو میکنی.منم چندین ساله که گذشته رو رها کردم و فقط به حال و اینده فک میکنم.
    عه پس خاموش بودی تاحالا!
    فدای سرت.فقط گاهی وقتا یه چشمکی بزن که بدونم هستی:-)
    کامنت ها انرژی و انگیزه میده به آدم.
    سلام خوبی عزیزم انشاءالله اومدن این دوست با خبرهای خوب و اتفاقات خوب همراه باشه . دوست خیلی عزیزه
    پاسخ:
    سلام.ممنونم.
    همینطوره.دیروز حس خوبی داشتم و کلی خاطره برام زنده شد.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">