طلوع خواهم کرد.

حیاط خلوت ذهن من!

طلوع خواهم کرد.

حیاط خلوت ذهن من!

یادداشت صد و پنج

يكشنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۲۲ ق.ظ

1/روزها و لحظه های تلخی رو میگذرونیم هردومون.هوای خونه مون ابریه.کسی نمیدونه.حتی خانواده و عزیزانم.امیدوارم این بحران رو هم به سلامتی پشت سر بذاریم.میترسم...

2/پدر و مادرم تا چند روز دیگه راهی یه سفر طولانی و دور و دراز هستن.نمیدونم چه جوری طاقت بیارم روزهای نبودنشون رو.نمیدونم دوام میارم یه نه؟

3/امروز آخرین روز از سی سالگی منه.فردا وارد سی و یک میشم و شروع چهارمین دهه ی زندگی.نمیدونم باید خوشحال باشم یا ناراحت.از سالهای دور سی سالگی برام یه راه دور بود که فک نمیکردم به این زودیا بهش برسم و حالا...تموم شد.فردا من دوباره متولد میشم!

4/یه مدتی نمی نویسم.مگه اینکه اتفاق تازه ای بیفته.خوندن و رد شدن تو سکوت بیشتر آرومم میکنه تا نوشتن.محتاج دعاهای خیرتون هستم.

  • ۹۶/۰۵/۱۵
  • طلوع ماه

نظرات  (۱۴)

سلام ماه جان
1.امیدوارم بخیر بگذره.خیلی نگران شدم.امیدوارم همگی تون سلامت باشین و با سلامتی از بحران رد بشین
2.سفرشون بخیر و سلامت.به این فکر کن که سفر براشون لازمه و حال و هواشون عوض میشه
3.وایییی تولدت مباااارک ماه جان.خیلی خیلی مبارک
4.امیدوارم با خبرای خوب زود بیای
پاسخ:
سلام نبکای عزیز.
1/درست میشه.چیزی نیست.راهشو پیدا میکنیم.
2/نبکا خودشون انقد ذوق و شوق دارن که نگو.سالها منتظر بودن.ولی به ما اینجا در نبودشون خیلی سخت میگذره...
3/ممنوووووونم.
4/انشاالله...
تولدت پیشاپیش مبارک عزیزم.
توکل کن.درست میشه انشاالله.

پاسخ:
ممنوووونم ازت.
انشاالله.
سلام خوبی عزیزم. تو فردا تازه 31 ساله میشی عزیزم؟ منو ببخش گاهی بار غم هام رو دوشت می انداختم.  آنقدر فهمیده بودی و هستی که حس نکردم ازم کوچکتری . ایشالا سال جدید عمرت همراه باشه با کلی اتفاقات خوب و قشنگ.  مبارک باشه عزیزم. 
و اما راجب تیرگی روابط با همسری ،ایشالا که چیز مهمی نباشه و زود رفع بشه . مامان بابا هم برن و بسلامتی برگردن. 
منم حس نوشتن ندارم چه فایده وقتی همش قراره از بدبختی بنویسم .
اتفاقا اومده بودم یه پست با عنوان ... خوشبختی های انحصاری ، بدبختی های انحصاری
... مطلب بنویسم اما حالا پشیمون شدم . چیزی عوض نمیشه برا من . خودت رو ناراحت نکن و به عشق دخترا با همسر همراه شو و ادامه بده .
پاسخ:
سلام خانوم خانوما.من زیاد سن و سال و یک عدد خاص برام مهم نیست.هیچوقت حساس نبودم رو سنم و بهش فک نمیکنم.مهم اینه که بتونیم انشاالله مرهمی باشیم برای دردای هم و کمتر احساس تنهایی کنیم.
هنوز اوضاعمون به روال سابق برنگشته.بازم شکر.بهتریم.
عه چرا ننوشتی خوب؟ بنویس اگه باعث خالی شدن ذهنت میشه.قرارنییت با نوشتن ما اوضاع تغییر کنه.برای دل خودت بنویس دوستم.

ای جان بابای منم تولدشونه امروز
مبارکا باشه و ایشالا حال دلت خوب باشه ؛)
پاسخ:
عخییی.مبارکشون باشه.سایه شون رو سرتون مستدام.
ممنونم هوپ جانم...
سلام
امیدوارم خیلی زود اینقدر غرق شادی بشی که هوس نوشتن کنی اونم زود زود
زندگی در گذره.. نگران روزهای سخت نباش... توروزهای سخت تو سخت تر و آسون تر باش
تولدت را هم تبریک میگم
انشاله که اینقدر دهه سی برات خوب باشه که فقط از خوشیهاش حرف بزنی تا سالهای بعد
پاسخ:
سلام.
انشاالله.فعلا که اوضاع بهتره شکر خدا.
واقعا همینطوره.بعد که میگذرن و تموم میشن اینو میفهمیم.
ممنونم ازت تیلوی مهربون.زنده باشی.
به امید خدا...

عزیزم تولدت با یه عالمه آروزهای خوب برای شما مبارک باشه.

امیدوارم همه مشکلاتت به زودی حل بشه.

زودی برگرد و بازم برامون بنویس.

سفر والدین محترم هم به خیر باشه

پاسخ:
ممنونم خاله ریزه ی عزیز.
زنده باشی.
انشاالله...
1- مطمعنم که به خوبی و البته به زودی بحرانو پشت سر میزارین و دوباره دلتون اروم میشه و پر از مهر
2- وقتی هستن امیدمون هستن، دلخوشیمونن و وقتی دور میشن انگار ادم پشت و پناهشو از دست میده..خدا برات حفظشون کنه
تولدت مبارک خانوم خانوما..دهه چهارم زندگی خیلی شیرینه. من شیرین بودنشون خیلی محدود تجربه کردم ولی از خدا میخوام که برای تو پر از خوشی و لذت باشه
پاسخ:
1-بخوبی که نه ولی پشت سر گذاشتیمش.گذشت زمان خیلی چیزا رو حل میکنه.
2_آخ آخ.جای خالیشون و دلتنگی...اتفاقا امروز آش پشت پا هم پختیم براشون.
ممنووونم ماهی جان.خودمم احساس خوبی دارم بهش.دوست ندارم برگردم به گذشته.
زنده باشی عزیزم.
سلام 

تولدت مبارک. الان فکرشو می کنی یه روزی وارد سده ی دوم عمرت بشی؟! ان شالله یه روزی میشی. البته خیلی سالم و سر حال =)

پاسخ:
سلام.
مررررسی شارمین جان.
.سده ی دوم؟! خدا خیرت بده.من هفتاد هشتاد سال عمر با برکت و با عزت هم داشته باشم برام کافیه.
سلام حالت چطوره بهتری؟
بیا از حالت بگو میدونی که این دوری و انزوا خیلی مفید نیست.
پاسخ:
سلام.خوبیم شکر خدا.
اوضاعمون خوبه.فقط فرصت نمیشه بیام بنویسم.چند روزه میخوام بنویسم یا وقت نمیشه یا حوصله ام نمیکشه.
عزیزم من بیادت هستم و میام سر میزنم ببینم اوضاع روحیت بهتره یا نه!
امیدوارم بزودی سرحال ببینمت :)
پاسخ:
ممنونم خاله ریزه جان.
خوبیم و روزگار میگذرونیم.
میام مینویسم به زودی.
آخجون به زودی!
امیدوارم خوب باشی ماه جان
پاسخ:
زنده باشی عزیزم.
خوب هستیم خداروشکر.سرم شلوغه به کارای خوب.
سلام
روز بخیر
همیشه شاد و پیروز باشی
پاسخ:
سلام.
روز شما هم بخیر و شادی تیلو جان.
ماه جان چی شده؟ بلا به دور. الهی که به سلامت این مشکلات رو پشت سر بذارین.
احتمالا مامان و بابات رفتن حج. درسته؟ سفرشون پر خیر و برکت باشه و ان شالله سلامت برگردن.
عه. چه جالب!! یعنی تو فقط یکسال از من بزرگتری؟؟ من فکر میکردم باید حدود 35  اینها باشی. نمیدونم چرا همچین حسی بهم دست داد.
تولدت مباااارک باشه. ان شالله تولد 120 سالگیت رو اینجا یادداشت کنی. (؛
پاسخ:
این مشکلات میان و میرن.موندنی نیستن خداروشکر.
بله حج رفتن.انشالله.ولی هنوز بیست و پنج روزی میشه تا برگردن:-(
ای بابا.یه نفر دیگه اینو بهم گفته بود:-D ولی خوب من رو سن و سال حساس نیستم.
مرسیییی مرضیه.
ای جانم. ایشالا دهه چهلت عالی باشه
پاسخ:
ممنونم مامان خانوم.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">