طلوع خواهم کرد.

حیاط خلوت ذهن من!

طلوع خواهم کرد.

حیاط خلوت ذهن من!

یادداشت هشتاد و هفت

چهارشنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۹۶، ۰۲:۲۳ ق.ظ

1/کاشکی یکی بود بهش میگفتی چی تو ذهنته و چی میخوای بگی بعد اون, اونا رو مرتب و گویا و قشنگ مینوشت و تحویل میداد. بلد نیستم خوب و جذاب بنویسم. گاهی بعضی وبلاگا رو که میخونم دقیقا همون حرف دل من بوده که نمیدونستم چ جوری بنویسم و بهش پروبال بدم.

2/دو سه روزه یه مشکل جسمی ظاهرا کم اهمیت داشتم.خودم حدس میزنم مربوط به استرس های این چندوقت و مصرف یه داروی خاص باشه.امشب یه سرچ کردم رسیدم به یه بیماری های عجیب و ترسناک! هیچوقت در مورد بیماری ومشکلات جسمی اینجوری کسب اطلاعات نکنید.به چیزای گمراه کننده ای میرسید که فقط استرس آدم رو زیاد میکنه.

3/روزهامون آروم و بی صدا میگذرن.دیروز بعد از مدت ها دستی به سر و روی خونه کشیدم و تمیز کاری.با هم رفتیم بیرون و شام و تو پارک خوردیم و بچه ها بازی کردن.بعد هم رفتیم خونه ی باباشون که تو بستر بیماری هستن.

همه چیز عادی و آروم.خدا زیاد کنه این روزای بدون استرس رو.

4/خوابیدن زیر سقف آسمون توی هوای خنک شب خیلی لذت بخشه.اصن با هیچی قابل مقایسه نیست.انگار که یه سقف بلندی به پهنای اسمون بالای سرته که با ستاره های ریز و درشت چراغونیش کردن.دخترک ها هرشب قبل خواب برای خودشون و ما ستاره انتخاب میکنن و عشقشون تو حیاط خوابیدنه.

5/یه همسایه داریم که خونشون چسبیده به خونه ی ما.ولی چون ورودی شون از یه کوچه دیگه س من تاحالا ندیدمشون و فقط صداشون رو میشنویم.چون خیلی اهل رفت و آمدن و همش یا مهمون دارن و یا دارن میرن جایی.خیلی خنده داره که بگم بهشون حسودیم میشه! اونا هم احتمالا پیش خودشون میگن چ همسایه های کم رفت وآمدی.هیچوقت صدای مهمون از خونشون نمیاد!

6/نت خونه خیلی وقته قطع و وصل میشه و مشکل داره.کسی پیگیرش نبود.امروز زنگ زدم پشتیبانی میگه از طرف ما مشکلی نیست احتمالا مشکل از تجهیزات و خط تلفنتونه.اگه بخوایین حضوری میاییم چک میکنیم.گفتم باشه خودم خبر میدم.چشمم آب نمیخوره به این زودیا خبرشون کنیم!

7/ قسمت نظرات رو برای یه مدتی غیر فعال میکنم.ممنونم که هستید و اینجا رو میخونید.

  • ۹۶/۰۳/۳۱
  • طلوع ماه