طلوع خواهم کرد.

حیاط خلوت ذهن من!

طلوع خواهم کرد.

حیاط خلوت ذهن من!

یادداشت هفتاد

دوشنبه, ۲۸ فروردين ۱۳۹۶، ۰۳:۵۹ ب.ظ

یه دوره چندروزه خوددرگیری و فاز غم رو پشت سر گذاشتم.البته الانم مطمین نیستم زیاد که پشت سر گذاشته باشمش.ولی خوب, دارم تلاش میکنم که شرایط رو بهتر کنم برای خودم.دنبال یه سری تغییراتی هستم که حالمو بهتر کنه.پنج تا هدف مهم برای خودم نوشتم که حتما باید انجام بشن.یعنی دقیقا میدونم چیا هستن.ولی از پسشون بر نمیام.یکیشون برنامه ریزی برای کاهش وزن و کنترل خورد و خوراکه و صد البته در کنارش ورزش کردن.فقط و فقط الان این تصمیم برای اینه که حس میکنم واقعا سلامتیم داره به خطر می افته و از اون بدتر از نظر روانی اعتماد بنفسم رو به شدت کم کرده.فقط بخاطر خودم.نه بخاطر میم و بچه ها و نه بخاطر حرف دیگران.دو سه بار هم تصمیم گرفتم و شروع کردم ولی بی نتیجه رها شد متاسفانه.دیگه نمیخوام بی گدار به اب بزنم و بازم,شکست.

شما وقتی یه تصمیم میگیرید چیکار میکنید برای به نتیجه رسیدنش؟ تاحالا شده یه تصمیم سخت بگیرید و به نتیجه برسید؟ چیکار کردین دقیقا.قلق هاشو به منم بگید لطفا.خیلی احتیاج دارم.


  • ۹۶/۰۱/۲۸
  • طلوع ماه

نظرات  (۱۰)

یکی از سخت ترین تصمیم های دنیویم، نخوردن شکر و شیرینی بود... 
فقط یک دفعه تصمیم گرفتم نخورم... 
فقط موقع عادت هام ناپرهیزی میکنم برای اینکه دچار ضعف نشم کمی چیزهای شیرین میخورم :) 
نوشتن هدف ها خیلی کمک کننده اس :) 
پاسخ:
وای نگووو.مشکل عمده ی من شیرینی جات و هله هوله اس.
اره دیگه ادم یه بار یه تصمیم قاطع بگیره.
تا یه حدودی هدف هام مشخص شدن.
سلام طلوع ماه جان
شما واقعا خانوم نمونه ای هستی.افرین که داری سعی میکنی پشت سرشون بزاری.الهی که حال دلت همیشه خوب باشه.
راستش طلوع ماه جان به نظر من بخصوص برای این مورد باید حال روحی ادم تقریبا خوب باشه.مثلا ادم امادگی افسردگی نداشته باشه یا اضطراب یا ...
بعد هم باید مشغولیت مثبتش زیاد بشه مثلا بیشتر بیرون بره ...یا اگر نمیتونه توی خونه سرش به یه.کاری مشغول باشه که خیلی دوستش داره
بازم به نظرم حال روحی خیلی مهمه
پاسخ:
سلام نبکا.ممنون.لطف داری بهم.
دقیقا همینطوره.داشتن روحیه خوب و انگیزه  خیلی خیلی مهمه.
کاش بشه.من وقتی خونه هم هستم حتما باید خودمو سرگرم کنم یه جوری.وگرنه فکر و خیالای مزخرف هجوم میارن.
شده، من یه درس داشتم که برام غول شده بود... 
با یه استاد که از درسش هم غول تر بود، هدف گذاشتم که هر روز یک ربع درگیر اون درس باشم و اخر ترم من تنها ٢٠کلاس بودم!!!
ولی بخاطر اینکه نزنم زیر قولی که به خودم داده بودم هر روز صبح یاد اوری می کردم به خودم و همشم تو ذهنم نتیجه ی کار رو مجسم می کردم! مثلا هی فک می کردم اخر ترم شده و من موندم و یه ٢٠:دی 
این تنها قلق من بود
پاسخ:
باریکلا.این همون اثرات مثبت تلقینه دیگه.به هرچی که زیاد فک کنی و به خودت بقبولونی که من میتونم و میشه آخرش هم همون میشه.منم تجربه اش رو داشتم توی دوران دانشجویی.
من برا کاهش وزن یه تجربه دارم، یه پیاده روی یه ربعی وارد برنامه اک کردم. ولی پیاده روی تند که به عرق میافتادم.
ده کیلو کم کردم تو سه ماه
پاسخ:
من پیاده روی و طناب زدن فعلا مقدوره برام.بایدجوری باشه که  به قول تو عرق ادم دربیاد.
خیلی خوب کم کردی.برنگرده خیلی خوبه.

ببین همین که به این نتیجه برسی مهم ترین فرد زندگیت خودت هستی و وقتی از نظر روحی و جسمی در سطح بالایی قرار بگیری، خانوادت هم خوشحال ترن، خود به خود برنامه میچینی برای ورزش کردن و کم خوردن و این صحبت ها

پاسخ:
اوهوم زدی تو هدف.دلم میخواد یه ادم شاد و زیبا و سالم باشم.و بعد از اون یه همسر و یه مادر خوب...
قلق اینجور کارها فقط و فقط انجام دادنشونه. بهمین راحتی و دقیقا بهمین سختی!
کنترل نفس خیلی سخته. تلاش زیاد و همیشگی میخواد تا آدم بتونه خودشو کنترل کنه و اون کار رو انجام نده یا بده.

فکر کنم یه راه خوب اینه اون مسئله رو تو ذهنت بزرگ کنی و اینقدر برات مهم بشه که بابتش همش حس کنی وقت کمه و تا دیر نشده باید به انجام برسونیش. یعنی میخوام بگم یه شرایطی شبیه اجبار.
همیشه جبر باعث نتایج جالبی میشه مثلا یه کتابی که در حالت عادی ۵ روز طول میکشه خوندنش ، در شرایط اجباری چون امتحان تو یه روز خونده میشه شایدم فقط چند ساعت.
پاسخ:
بهمین راحتی و دقیقا بهمین سختی!
جبر خیلی مهمه.در واقع من تاحالا خودمو مجبور نکردم و تو ذهننم این بوده که اگه این اتفاق بیافته خیلی خوب میشه.
ممنون ازت مرضیه.
عمیقا بخواه و مطمعن باش که میتونی. تجربیات ناکام قبلیتو بزار کنار. مطعن باش اینبار همونی میشه که میخوای
پاسخ:
اوهوم.انشاالله.
مرسی ماهی.

بله برا منم پیش اومده برا چیزی برنامه ریزی کردم و نشده . و اینو بدون با مشکلاتی که من دارم دو سال طول کشید تا تونستم برنامه باشگاه رفتنم رو اوکی کنم و الان یه سال و نیم که دارم میرم باشگاه.  هر کاری اولش سخته . اما باید از یه جایی که دیگه حس میکنی داری تنبل یا لوس میشی به خودت نهیب بزنی که دیگه تنبلی بسه پاشو از فردا این کارو بکن . و پیش خودت ضایع نشو . و یه راه دیگه ش اینه که از برنامه ت جلو کسی حرف بزنی و مثلا بگی میخوام برم باشگاه و دیگه از طرف روت نشه که بگی نرفتم . یعنی از رودرواسی با دیگران به خودت یه رحمی کنی . امیدوارم که حریف خودت بشی و راهت رو شروع کنی .
پاسخ:
خیلی خوبه که  تونستی این کارو برای خودت انجام بدی.چقد کامنتت خوب بود دوستم.ممنون.
سلام .من تجربه ای ندارم چون متاسفانه اراده ضعیفی دارم ولی امسال باید بتونم وبگردی رو برای خودم مدیریت کنم .امیدوارم هردومون توی رسیدن به اهدافمون موفق بشیم .
پاسخ:
انشاالله.
ممنون.
چطوری عزیزم
پاسخ:
خوبم خانم گل.دو سه روزی نبودم.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">