طلوع خواهم کرد.

حیاط خلوت ذهن من!

طلوع خواهم کرد.

حیاط خلوت ذهن من!

یادداشت پنجاه و هشت

يكشنبه, ۸ اسفند ۱۳۹۵، ۰۸:۴۰ ب.ظ

عمل بابا خوب بود.خیلی معطلی داشت.خسته ام خیلی.هم روحی هم جسمی.فردا برمیگردیم.امشب از همسر دورم.دلتنگش بودم.زنگ زد با همه صحبت کرد و احوال پرسی کرد.بهتر شدم.

یه تصمیم اشتباه گرفتم.بعد همش خودمو سرزنش کردم.همش به خودم گفتم آخه چقد تو خنگی.چقد تو بی فکری.بعدش دیدم فایده نداره.حالا تصمیم گرفتم دست از محاکمه بردارم و از همین شرایط نه چندان دلخواه هم لذت ببرم.

  • ۹۵/۱۲/۰۸
  • طلوع ماه