طلوع خواهم کرد.

حیاط خلوت ذهن من!

طلوع خواهم کرد.

حیاط خلوت ذهن من!

یادداشت پنجاه و هفت

شنبه, ۷ اسفند ۱۳۹۵، ۰۶:۲۸ ب.ظ

دیشب بچه ها زود خوابیدن و فرصتی شد با اقای میم صحبت کنیم.برنامه هاشو توضیح داد و گفت که میخواد چیکار کنه تو کاری که الان چندوقته درگیرشه.درامد های یکی دوماه اینده و هزینه ها رو براورد کرد و منم چند موردی به لیست هزینه ها اضافه کردم.در مورد چیزایی که تو ذهنم بود و اذیتم میکرد صحبت کردیم و بهتر شدم.تو یه مورد هم به نتیجه نرسیدیم که فک کنم باید بی خیالش بشم... برخلاف اون اوایل الان اصلا دوس ندارم وارد مسایل اقتصادی ودرامدی خانواده بشم. بهش میگم کاش اصلا این چیزا رو به من نگی و خودت مدیریت کنی همه چیز رو.

دلم بعضی چیزا رو میخواد که الان شرایطش نیست.تصمیم هایی دارم که پول لازمن.برای بچه ها میخوام یه کارایی بکنم.ولی خوب الان باید به کارای واجب تر برسیم.از صمیم قلب آرزو میکنم یه روزی برسه که دیگه دغدغه این ""چرک کف دست"" رو نداشته باشیم...

بابام فردا یه عمل جراحی چشم دارن.زیاد سخت نیست.ولی بابای مظلوم و کم حرف من که خیلی کم احساساتش رو بروز میده به مامانم گفته چند روزه که دلم آشوبه و حال خوبی ندارم و مارو هم نگران کرده با این حرف.انشاالله که فردا همه چیز به خیر و خوشی پیش بره...

  • ۹۵/۱۲/۰۷
  • طلوع ماه

نظرات  (۹)

عزیزم، چقدر فضای این روزای خانوادت مثل منه. هم لیست کردن امور کاری تو و همسر مخصوصا اونایی که با پول مرتبطن و هم عمل چشم پدر مظلوم. ایشالا هرچی خیره، تو همه موارد برات مقدر بشه عزیز.
پاسخ:
نزدیک عید که میشه حساب کتاب ها بیشتر میشه.الهی که هیچکی شرمنده خانواده اش نباشه...
ممنونم ناهید جان.انشاالله.
تنت سلامت باشه بانو.
اینا حل میشه.
الهی که دورهم باشید به شادی.
پاسخ:
زنده باشی سمانه جان.اون که البته.ناشکری نمیکنم اصلا.
ماه عزیزم به نظر بد نیست که بعضی امور مالی رو دست بگیری و مدیریت کنیا.
انشاالله که پدر سالم بلشن و عملشون به سلامتی تموم شه.
پاسخ:
بعضی چیزای دیگه هست که مدیریتشون دست منه.ولی امور مالی رو ترجیح میدم بسپارم به ایشون.
ممنون پریساجان.انشاالله.
کاش یه عالمه پول برای هممون برسه..یه هویی و حلال البته!
امیدوارم عملشون به خوبی انجام بشه..توکل به خدا کن
خوشحالم که صحبت کردی با همسرت..حرف زدن خیلی چیزارو حل میکنه.حداقل ادم اروم میشه
پاسخ:
کاش...
خوب بود شکرخدا.
همینجوره واقعا.ولی همیشه هم نمیشه حرف زد.مخصوصا وقت ناراحتی.
سلام.خیلی خوشحالم عملشون خوب بوده.ان شالله همیشه سلامت باشن.هرچی هم عمل ساده ای باشه .اصلا اسمعمل استرس داره حالا برای عزیزان ادم باشه هم هیچی.
به نظرم خیلی خوبه ادم وارد مسایل اقتصادی نشه.از خیلی لحاظا.منم خیلی میپسندم.
این خانوم کوچیک رو هم از طرف منمحکم ببوسین.کارای شب خوابیدنش یادم میاد و خندم میگیذه.خدا حفظشون کنه هر دو تا گُل رو.
پاسخ:
سلام.ممنون نبکا.خداروشکر خوب بود و به خیر گذشت.
من میخوام بی خیال باشم تو این زمینه.اونجوری همش باید حرص بخوریم اینجا کم شد اونجا زیاد اومد. اینو چ کنیم اونن  چ کنیم.
چشم نبکا جون.برای خودمون هم ایشون سوژه ی خنده است با این کاراش!
خداروشکر که عمل پدر موفق بوده
امیدوارم دوران نقاهت هرچه زودتر سپری کنند
خودت سرزنش نکن
همه ما پر از تصمیمات اشتباهیم
پاسخ:
ممنون نازلی جان.
یه مدتی که گذشت باهاش کنار اومدم.همیشه این تصمیمات اشتباه هست دیگه.
کار خوبی میکنی که وارد مشکلات اقتصادی خونواده نمیشی..
انشاءالله که بخیر بوده باشه عمل پدرتون :)
پاسخ:
خداروشکر خوب بود همه چیز.
ممنون.
یعنی دیگه نمیشه نظر بدیم؟
پاسخ:
بعله که میشه.فقط ترجیح دادم بعضی پست ها اینجوری باشه.
سلام عزیزدلم
نمیدونم چرا حس کردی من ازت ناراحتم
حتما رفتار من خوب نبوده
عذرخواهی منو بپذیر
من همه ی دوستای وبلاگیم را بی نهایت دوست دارم
اما این دوست داشتن با میزان سرزدن من به وبلاگ شما سنجیده نمیشه... من یه کمی زیادتر از حد تصور شلوغ هستم و برای همین نمیرسم که به وبلاگ دوستام سر بزنم... اما هر وقت بهم سر بزنید و برام کامنت بزارید بی نهایت خوشحالم میکنید
بخصوص شما که یکی از بهترین دوستای وبلاگی من هستی
پاسخ:
سلام تیلوی مهربون.
شاید من اشتباه برداشت کردم و سوؤتفاهمی بیش نبود.
منم عاشق نوشته های پر انرژی و عاشق مهربونی هاتم.
خوشحالم که دوست خوبی مثله تو دارم تیلو.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">