طلوع خواهم کرد.

حیاط خلوت ذهن من!

طلوع خواهم کرد.

حیاط خلوت ذهن من!

یادداشت چهل و هشتم

جمعه, ۱۵ بهمن ۱۳۹۵، ۰۶:۱۲ ب.ظ

امروز خواهرا خونه مامانم بودن.من نرفتم.راستش هوا بادی و سرد بود حسابی و سوز میاد.حال اینکه بچه ها رو کلی بپوشونم و بریم و بیاییم نداشتم.برای همین موندیم خونه.همسر میخواد بره بخوابه توی اتاق چون دیشب شیفت بوده.میگه جان من سروصدا نکنید من بخوابم! منم بالشت و پتو گذاشتم کنار بخاری که ماهم بیرون بخوابیم.شاید یه پنج شیش باری من خوابوندمشون و پاشدن.مدام میزنن تو سروکله ی هم و میخندن و جیغ! من:مامان خواهش میکنم....مامان اروم تر...مامان یواش تر...بابا خوابه...دخترم اروم تر...اصلا انگار صدای منو نمیشنون! دارن دنبال هم میکنن که یهو کوچیکه به کله میره تو دیوار.یه جییییییییغایی میزنه که نگو.ارومشون میکنم.بزرگه میگه گشنمه.غذا میارم باهم میخوریم.بعد جیش و ایندفه دیگه با تهدید میارمشون زیر پتو.من دیگه از خستگی بیهوش شدم ولی بین خواب و بیداری فهمیدم که دوباره از زندان فرار کردن و رفتن سراغ بازی! شیرین ترین قسمت ماجرا اینجااست که وقتی بیدار شدم دیدم همه جا تاریکه و شب شده واین دوتا هرکدوم یه گوشه ای زیر پتو غش کردن و خونه غرق در سکوت و ارامشه...چقد این ارامش بعد از طوفان رو دوست دارم...

+آنچه که خوندید یه برش کوتاه بود از اوضاع ما در یک عصر جمعه ی زمستانی سرد.

دلم میخواست میتونستم با مامانم در مورد زندگیم صحبت کنم نه صحبتای معمولی و همیشگی.دلم میخواد از مشکلاتمون بهش بگم و درددل کنم.در مورد بعضی چیزا که اونا ازش خبر ندارن بگم.در مورد چیزایی که ناراحت و خوشحالم میکنن بگم.ولی میدونم که هیچوقت این اتفاق نمی افته.چون اگه گفته بشن این چیزا مثه آبیه که ریخته شده یعنی ممکنه بعدا مثلا همسر اون رفتارش کلا تغییر کنه ولی تو ذهن مامان دیگه همونجوری میمونه.دلیل دیگه اش اینه که مامانم خیلی دل رحم و مهربونه مطمینم از ناراحتی من ناراحت میشه و غصه میخوره و من اینو نمیخوام.بعدشم یه اخلاقی داره که بعدا دوباره درمورد اون موضوعات میپرسه و سراغ میگیره و این خیلی بده.

این که کسی نباشه که باهاش دردل کنی خیلی بده.نه اینکه نباشن.هستن.یعنی دوروبرم پره از این ادما.ولی من نمیتونم.از واکنششون, از اینکه بعدا به روم بیارن , از اینکه ناراحت و غصه دار بشن, از اینکه دیگه نتونن مثه قبل باهام برخورد کنن، میترسم!

  • ۹۵/۱۱/۱۵
  • طلوع ماه

نظرات  (۵)

عزیزم شیطنتهاشون خیلی قشنگه. خنده هاشون. بچه های من شب که میرن بخوابن تا دوساعت بعدش باهم حرف میزنن و میخندن.
گلم این حرف رو از یه خواهر بشنو هیچ وقت هیچ وقت مسائل و مشکلات زندگیت رو پیش آشنا بازگو نکن حتی اگر مادرت باشه.
من و شما که قصد جدایی از همسرامون رو نداریم پس فقط ذهنیت اطرافیانمون رو نسبت به همسرمون تغییر میدیم.
پاسخ:
دختر نفس مامانشه.خواهرای همسن همدل و همراز هم میشن.
دقیقا همینطوره.فقط دذهنیتشون تغییر میکنه.بنظر من مشکلات  زود حل میشن و تموم میشن.ولی مامانا تصوراتشون همچنان هست و غصه زندگی بچه شون رو میخورن...
تجربه ثابت کرده ادم نباید به خانواده اش حرفی بزنه از مشکلات زندگیش چون ذهنیتشون هیچ وقت درست نمیشه بعد از حرف زدن..
پاسخ:
درسته .یه چیزایی هستن که بهشون میگن رازهای زندگی مشترک.که نباید کسی دیگه ای ازشون خبردار بشه.ولی خوب اگه بعضی چیزا رو میدونستن سطح توقعاتشون هم می اومد پایین و من دیگه تحت فشار نمی بودم!
خدا از دست وروجکا. ببوسشون. خودمونم همین بودیم. مگه خوابمون میرفت. یه گوشهدای اتیش میسوزوندیم

خوب می کنی درددل نمیکنی. مامانا حساسن. غصه میخورن.
پاسخ:
بچه ها شاد و بی غم هستن.دقیقا بعضی وقتا با کاراشون یاد بچگهای خودم می افتم.
مامان و بابا بخاطر مشکلات خواهرم خیلی غصه میخورن.نمیخوام نگران زندگی من هم باشن.
سلام عزیزم.  به مامانت نگی بهتره چون واقعا تا بخوای باز ذهنیتش رو نسبت به همسرت درست کنی دیگه خیلی سخت میشه . اگه با خواهرات حرف بزنی بهتره . اونا بهتر درکت میکنن چون مسلما شوهراشون هم چنین مسائلی داشتن .
اون قسمت آرامش و تاریکی و خواب رو منم خیلی دوست دارم.
پاسخ:
سلام.با  خواهرام خوبم.رفت وامد هم زیاد داریم و راحتیم.ولی هیچ وقت حرفای خصوصی  با هم نمیزنیم.دلم میخواست اینجوری باشه.ولی نیست.ولی به قول تو شاید خواهر گزینه بهتری نسبت به مامان باشه.
سلام بانو. خوبی؟
فرصت نشد زودتر پیشت بیام و به وبلاگت سر بزنم.
ان شاالله همیشه شاد و خندان و سرحال باشید.
پاسخ:
سلام.به به مرضیه خانم.
خوش اومدی عزیزم.
ممنون.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">