طلوع خواهم کرد.

حیاط خلوت ذهن من!

طلوع خواهم کرد.

حیاط خلوت ذهن من!

یادداشت سی و هشتم

دوشنبه, ۶ دی ۱۳۹۵، ۰۵:۴۶ ق.ظ

دیشب خانوم کوچیک دل درد بود.یعنی دم به دیقه بیدار میشد و گریه میکرد و من که خیلی خسته و گیج خواب بودم هربار با نوازش ارومش میکردم و دوباره...آخرش دیدم نه بابا خوب بشو نیست پاشدم شربت عرق نعناع دادمش, خوابید.به جاش خواب از سر خودم پرید!

آقای میم بدقولی کرد.از دستش,عصبانی بودم.وقتی اومد خونه گفت امروز تو محل کارش یه کاری رو اشتباهی انجام داده که ممکنه براش دردسر بشه.تا دو روز آینده معلوم میشه.خیلی ناراحت بود. منم از ناراحتیش غمگین شدم و از اینکه بد برخورد کردم پشیمون.امیدوارم مشکلی برای کارش پیش نیاد و دلشوره هام بیخود باشه...

یه موقعیت کاری پیش اومد. یعنی یک نفر به بابام پیشنهاد داده درمورد,من.ومن گفتم نه.چون آدمی نیستم که بتونم بیرون کار کنم.و با روحیاتم سازگار نیست. از اون طرف عذاب وجدان گرفتم که بعدا پشیمون میشم از اینکه نرفتم. و اینکه این کار مرتبط با رشته تحصیلی خودمه.و من بعد از گذشت چند سال از فارغ التحصیلی دیگه تقریبا هیچی از چیزای که خوندم رو یادم نیست.البته بزرگترین مشکل نداشتن اعتماد بنفس هست! و اینکه ترجیح میدم تو خونه و پیش همسر و بچه ها تو ارامش باشم تا اینکه تو محیط بیرون و بدون آرامش.احتمالا بعدها پشیمون بشم.احساس بدی دارم بهش.

مامانا چقدر مظلومن.مامان من بیشتر.میدونم درد داره.ولی به روی خودش نمیاره.هرکاری که براش میکنیم کلی تشکر میکنه و از اینکه بارش رو دوش بچه هاش افتاده ناراحته.دلم میخواد بهش بگم شما به اندازه کافی زحمت کشیدی.حالا وقتشه ما یکم جبران کنیم! اصلا هم سختمون نیست.وظیفمونه.مامانا چقد مظلومن...

  • ۹۵/۱۰/۰۶
  • طلوع ماه

نظرات  (۶)

سلام خوبی عزیزم.  امیدوارم که مشکل خاصی تو کار همسرت نباشه . به نظرم اگه همسرت با سرکار رفتنت مشکل نداره برو حتما برو
برا روحیه ت و استقلال مالیت هرچند هم کم باشه اما عالیه . از راکد موندن و فقط خونه داری و بچه داری کردن بهتره و بهت انرژی مضاعف میده . تازه دوری چند ساعتی از همسر هم کلی لذت دلتنگی رو با خودش داره که قدر همدیگر بهتر بفهمید ولی باید از بابت دخترها یه راهی پیدا کنی که دل نگران شون نباشی . از من میشنوی بری خیلی حال زندگیت بهتر میشه .
پاسخ:
سلام.منم امییدوارم.درمورد کار قبول دارم حرفتو.من از خودم مطمین نیستم.که بتونم مسیولیت قبول کنم یا نه.از اونطرف بچه ها  هم هستن.باید اونا رو هم درنظر بگیرم.همسر نظرش ممتنعه.میگه خودت بهتر میدونی.کاش قاطع میگفت برو یا نرو!
اوهوم مامان ها واقعا مظلومن...
پاسخ:
آخه چرا؟! کاشکی بیشتر به فکر خودشون باشن...
مشکلات کاری میتونه یه مرد رو از پا دربیاره!خیلی,مهمه برای آقایون 
باید بالا و پایین کنی ببینی چیزایی که بدست میاری با شاغل شدن می,چربه,به چیزایی که از دست میدی؟
مادرا  آخر عشق و مهربونی ان.بیخود نیست که بهشت زیر پاشونه.
پاسخ:
کار و شغل دغدغه ی اصلی آقایونه اصن!
نمیتونم بالا پایین کنم...ذهنم داغ میکنه.
آره هستن.ولی گاهی زیادی بچه هاشونو لوس میکنن.
خانوم کوچیک خوب شد؟ان شالله مامان هم کاملا خوب شن.
کار تمام وقت یا نیمه وقت؟من تا قبل از جوجم چند سالی کار کردم.به نظرم تمام وقت که واقعا اجحاف در حق هم مادر هم بچه ها.پاره وقت رو میشه سنجید که چی بدست میاریم و چی از دست میدیم.
امیدوارم برای همسر مشکلی پیش نیاد.
پاسخ:
آره شربت نعناع رو که خورد خوب شد خوابید.
درست نمیدونم ولی به احتمال زیاد تمام وقته.درسته باید ببینیم ارزششو داره یا نه.
ممنون خانومی.
از اول شربت میدادی تا راحتتر بخوابین هردوتون
پاسخ:
وای اینقد گیج خواب بودم گفتم خودش خوب میشه میخوابه.بدتر شد!
سلام. از وب ماهی پیداتون کردم هنوز آرشیوتون رو نخوندم.
اما در مورد این پست. من شاغلم با دوتا بچه. زندگی برای ماها خیلی سخت تره. برنامه ریزی سخته. بچه ها پیش مون نیستن نمیتونیم نظارت مستقیمی داشته باشیم حالا یا مهدن یا خونه مامانا که درهر صورت دو تربیتی میشن. شما که از اول کار نکردید و شاغل نبودید اگر نیاز مالی ندارید همین رویه تون رو ادامه بدید‌. من خودم نیاز مالی ندارم اما از قبل از ازدواج از ۱۹ سالگی شاغل بودم اونم یه ارگان دولتی الان دیگه با ۱۱ سال سابقه کار دلم نمیاد نرم.
مامانا ماهن.
پاسخ:
سلام.خوشحالم از آشناییتون...
درسته.من به همه ی این چیزا فک کردم والبته دیدم تو اطرافیان.
فعلا قضییه منتفی یه.تا ببینیم بعد خدا چی بخواد.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">