طلوع خواهم کرد.

حیاط خلوت ذهن من!

طلوع خواهم کرد.

حیاط خلوت ذهن من!

یادداشت بیست و نهم

پنجشنبه, ۱۳ آبان ۱۳۹۵، ۰۴:۰۸ ب.ظ

هوا ابریه و من عاشق این حال و هوایه روزهای ابری و بارونیم. شرایطم زیاد تغییری نکرده ولی حالم بهتره شکر خدا.واقعا باداشتن فرزند,آدم نمیتونه مدت زیادی دپرس و غمگین بمونه.اصن بچه ها خود خود زندگی ان! امروز باز هم صحبت مسافرت شد.اقای میم میگه خودمم خیلی دلم میخواد ولی الان هوا سرده بخاطر بچه ها و اونموقع که ما میخوایم بریم دوروبر اربعینه و مشهد حسابی شلوغ.اگه بشه دیرتر تو یه فرصت بهتر بریم.بهش میگم حال دلم خوب نیست وبه این سفر احتیاج دارم.دودلم.فعلا پادرهوا ایم تا ببینیم چی میشه.

+از دیروزکل آرشیو یه وب رو خوندم تا امروز.جالب بود برام مثه یه رمان بلند.جاهایی که از بیماری مادر و بعد مرگش نوشته بود تپش قلب گرفتم و خیلی حالم بد شد...قسمت های بیماری مادرش خیلی تکان دهنده است اگه شما هم مثه من,خدای نکرده تو نزدیکانتون عزیزی مبتلا به سرطان رو داشته باشید.اسم وبش (زندگی زیر پوست من) هستش ولی دوسالی هست که دیگه نمی نویسه...

+قاصد روزان ابر ی , داروگ,  کی میرسد باران؟؟؟

۹۵/۰۸/۱۳
طلوع ماه

نظرات  (۳)

۱۳ آبان ۹۵ ، ۱۶:۲۷ نوشته‌های روزانه
سلام
ببخشید اگه دوست وفادار واسه وبلاگ می‌خواهید حاضریم تبادل نظر داشته باشیم.
لطفا موافقت خودتونو اعلام کنید چون اکثر دوستان فقط دوست دارند نظر بگیرند و نظر نمیذارند
سلام دوست  عزیز.خوشحالم که بهتری.چقد خوبه که بچه ها نمیزارن زیاد غمگین بمونی.قدر این موهبت رو بدون.
پاسخ:
سلام.ممنون از شما.
خدا رو شکر که بهتری
دخملاتو ببوس. ایشالا سفر هم زودتر جور میشه 
پاسخ:
ممنون.انشاالله.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">