طلوع خواهم کرد.

حیاط خلوت ذهن من!

طلوع خواهم کرد.

حیاط خلوت ذهن من!

یادداشت شماره هشت

سه شنبه, ۲ شهریور ۱۳۹۵، ۰۳:۵۴ ب.ظ

ذهنم اشفته است.فکرای زیادی تو سرم ووول میخوره که نمیتونم بهشون نظم بدم و بیارمشون رو کاغذ!اقای پدر شیفت عصره و احتمالا تا اخرشب تنهاییم.برنامه ای هم برای امروز ندارم.دخترک پیشنهاد داده کیک بپزیم ولی اصلا حالشو ندارم.هر ٣تامون تقریبا سرماخورده ایم.

الان که کلی نوشتم و پاک کردم فهمیدم که حوصله ی نوشتن هم ندارم!دوست دارم یه کار جدید بکنم که حالمو خوب کنه.یا حداقل امروز که خونه ام کارهای عقب مونده مو انجام بدم...

کمی وبگردی میکنم ولی هیچ چیز جالب و جدیدی چشممو نگرفته.

عصرای طولانی تابستون رو دوس ندارم.مخصوصا اگه به تنهایی بگذره.امروز به اقای پدر گله کردم از کم توجهیش...گفت اشتباه میکنی اینجوری نیست!فقط فکرم مشغوله و خسته ام!

گرچه این روزا خوبیم.همه چی ارومه.اوضاع مالی بهتره.ولی من انرژی ندارم.دلم توجه بیشتر میخواد.دلم هیجان میخواد.کاشکی الان که بچه ها خوابن منم میتونستم بخوابم.یه خواب طولانی تا تاریک شدن هوا.ولی خبری از خواب نیست.از این حجم بی حوصلگی وکسالت کلافه ام. فک میکنم چرا نباید از همین چیزای کوچیک دوروبرمون لذت ببریم؟و همش با فکر ارزوهای بزرگ نشدنی روزهای عمرمون رو بدیم به فنا؟شاید با کارای کوچیک بتونم امروز رو تبدیل به یه روز خوب برای خودم و بچه ها بکنم. شاید یهکیک بپزم بعد با بچه ها با دوچرخه و توپ و اسباب بازی بریم تو حیاط و از زندگی لذت ببریم! شاید!

+بعدا نوشت:دیروز عصر یکی از خواهرا اتفاقی اومد خونمون و بعد زنگ زدیم اون یکی هم اومد  وبا کمک بچه ها کیک پختیم.شام هم موندن و اخرشب رفتن! و روز خوبی شد برام ...


  • ۹۵/۰۶/۰۲
  • طلوع ماه

نظرات  (۲)

آخ که این حس رو من هرروز دارم
هرروز...
حس میکنم خیلی تنهام
تنها و بی کس
و هیچ کس حواسش به من نیست!
از یه طرف پاییز هم میاد و دیگه بدتر...
غروبش خیلی دلگیره .
پاسخ:
اره حس بدیه.با اینکه همسر خانواده دوستان همه دلسوز و به فکر ادمن ولی بازم این حس تنهایی هست و گاهی پررنگ تر هم میشه...
سلام عزیزم . خوبی . ما آدما متاسفانه همه مون همینطوریم . اما از من بشنو کیک پختن و مخصوصا نون پختن که تجربه جدید منه . حالت رو خییییییییلی خوب میکنه . شنیدن موسیقی با صدای بلند . اگه اهل نقاشی هستی کشیدن یه نقاشی حتی در حد ساده یا با مداد طراحی خیلی حال آدم رو خوب میکنه . من معمولا راههای خوب شدن حالم رو میدونم ولی متاسفانه بخاطر شرایط بدم نمیتونم راهها رو برم . و این میشه که تو حال بد خودم میمونم . اما شما که خدا رو شکر مستقلی از زندگی لذت ببر . یه قرار پارک یا کافی شاپ یا اگه بشه شام با خواهرا یا ترجیحا با دوستا خیلی حالت رو خوب میکنه اگه آدمای درو و برت تکراری نباشن که زودتر حالت خوب میشه .
پاسخ:
سلام.پست  جدیدت رو دیدم خیلی خوشحال شدم.افرین بتو دوست هنرمندم درست میگی راههای شاد بودن خوب زندگی کردن زیاده.خدا کنه ادم بخواد!منم بعد از هر ناراحتی وکدورتی برمیگردم به زندگی عادی.زندگی ادامه داره همیشه.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">