طلوع خواهم کرد.

حیاط خلوت ذهن من!

طلوع خواهم کرد.

حیاط خلوت ذهن من!

یادداشت شماره شش

سه شنبه, ۲۶ مرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۲۰ ب.ظ

یکی دیگه از خصوصیات بدم اینه که با هیچکی نمیتونم راحت باشم و درددل کنم.با دوستام که زیادم نیستن فقط در حد صحبتای معمولی.با خانواده و خواهرام هم خوبیم ولی خیلی کم درددل میکنیم.صحبتهامون در حد چیزای معمولی و روزمره است .یعنی من اگه مشکلی داشته باشم نمیتونم به هیچ کس بگم و میریزم تو خودم

 صحبت با اقای پدر هم بعضی وقتا کارسازه  ولی ایشون بیشتر وقتا خونه نیست و وقتی هم هست خسته اس

تنهایی بعضی وقتا خیلی آزار دهنده میشه!

  • ۹۵/۰۵/۲۶
  • طلوع ماه

نظرات  (۶)

خونه نو مبارک
وقتی اینجا بشه خونه ی دومت میبینی که چه ساده با ماها درد دل میکنی
چون منم همینطوریم
پاسخ:
سلام.ممنون که اومدی.
با آقای همسر نمیتونی درد دل کنی؟
پاسخ:
گه گداری آره ولی همیشگی نیست.چون ایشون بیشتر مواقع بیرون از خونه و سرکاره و من و بچه ها  ساعت های زیادی تو خونه تنها هستیم.
سلام عزیزم . خوبی .وبلاگ مبارک باشه . خوب کاری کردی. اما این همه پست رو کی نوشتی من که تازه امروز اومدم .
پاسخ:
دیشب همه رو نوشتم خخخخ
منزل جدیدت مبارک..ایشالا تووش از اتفاقات خوب بنویسی و دوستای خوبی پیدا کنی
اینجا راحت حرف بزن..همه باید توی خونه های مجازیمون راحت باشیم..
پاسخ:
سلام ماهی جون
خیلی خوشحالم کردی که اومدی.
حتما همینطوره.خیلی وقت بود به یه جایی برای نوشتن نیاز داشتم...
سلام عزیزم خوبی . دخترا خوبن . فکر کنم درگیر تدارکات مهمونی جمعه هستی.
پاسخ:
سلام.ممنون.
بله امروز بچه ها رفتن خونه ی مامانم تا من یکم کارامو سروسامون بدم.
در اولین فرصتی که بتونم میام...
سلام عزیزم . حتما بیا برامون تعریف کن مهمونی چطور بوده . مطمئنم سنگ تموم گذاشتی.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">