طلوع خواهم کرد.

حیاط خلوت ذهن من!

طلوع خواهم کرد.

حیاط خلوت ذهن من!

یادداشت شماره چهار

سه شنبه, ۲۶ مرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۰۰ ب.ظ

گاهی  که به کارای این دوتا خواهر نگاه میکنم خنده ام میگیره.بعضی وقتا مثه دوتا دوست جون جونی میشن و بعضی وقتا سر یه چیز کوچیک دعواشون میشه.بیشتر عملیات خرابکارانه شون دوتایی انجام میشه و مخفیانه.یعنی وقتی بی سروصدا میشن فقط باید بدوم پیدا شون کنم!.بیشتر ابراز سرگرمیشون وسایل خونه و مخصوصا اشپزخونه است.یعنی اصلا یه نیم نگاهی هم,به اسباب بازیهاشون ندارن محض رضای خدا.معمولا اگه کوچیکه کار بدی بکنه بزرگه سریع میاد با آب و تاب گزارش میده و خیلی مواظبشه.

دارم به این فک میکنم که داشتن این دوتا خواهرای کوچولو بهترین و شیرین ترین اتفاق زندگی منه!



۹۵/۰۵/۲۶
طلوع ماه

نظرات  (۲)

من عاشق بچه م طلوع . دختر که دیگه خوردنیه . نفس مامانه . لباسای خوشکل تنش کنم و موهاش گوش گوشی ببندم . وااای ....
پاسخ:
آره ختر داشتن یه حس وصف نشدنیه.انشاالله خودتم به زودی تجربه اش میکنی.
۲۷ مرداد ۹۵ ، ۱۳:۱۸ ✿✿ یاشل ✿✿
خوبه با وجود همه ی سختیاش بازم بودنشونو به نبودنشون ترجیح میدی.من فکر کردم الان دوس داشتی مثلا مجرد بودی یا یه بچه داشتی
پاسخ:
نه ناشکری نمیکنم.شیرینی هاشون خیلی بیشتر  از سختی هاشونه.
فقط دوست داشتم قبل از اومدن بچه ها کارهایی رو که الان نمیتونم رو انجام میدادم.
فک کنم برنامه ریزیم زیاد خوب نبوده خخخ

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">